دنیای جادویی من
I luv walkin in de rain cz no1 knows im cryin
13 سال پیش....






سلام
چه طورین عزیزان
من عالیم!!!!!!!!!!
دلیلشم تو عنوان وبلاگم مشخصه.دقت کنید....
نفهمیدین
واقعا که!!
برین پایین

بله...۷ آبان ۱۳ سال پیش در بیمارستان مجیبیان شهر یزد دختر کوچولوی دراااااز قدی به دنیا اومد...
اون دختر من بودم
حالا تولد تولد تولدم مباررررررررررک!!!!!!![]()
مبارک مبارک تولدم مبارک
می گم یه شعر جدید هم نیست همش باید شعرای تکراری بگیم


اینم یه عکس از امی جونم که خیلی دوسش دارم


آهنگ going under منو کشته....

پی نوشت....
پ.ن.۱.امسال تولد نگرفتم ولی ۲ تا کادو از طرف دختر خاله هام گرفتم.یکی روسری و اون یکیعروسک وایییییی روسریه اینقد بهم میاد خیلی خوشگله
پ.ن.2.خیلی افتخار می کنم که تو ماه آبان به دنیا اومدم
خیلی عقرب دوست دارم واقعا موجود اسرار آمیزیه خیلی به من شباهت داره
دختر خاله ام تابستون رفته
بود کاشان از تو بیابونای اونجا 2تا عقرب آورده بود یکی سیاه و یکی زرد
چندروز بعد مردن
اونم
گذاشتشون تو روغن جلا گذاشت تو دکور اتاقش.عقرب سیاهه زیر نور می درخشید یه احساس خوبی بهم دست می داد.


پ.ن.3.بچه ها خیلی بی معرفتین من آدرس اون وبم رو دادم که برید یه سری بزنید بهش ولی فقط اونایی که خبرشون کرده بودم اومدناهمیت می ده و می ره:just-amylee.blogfa.com
|+| نوشته شده توسط ?؟ فرحـــــــناز ?؟ در سه شنبه 7 آبان1387 و ساعت 21:21 |







فکری کرده بودن که اون خانمه مدیر
پارسال اینقد خانم مشاور 
کلی به مدرسه رسیدن...



